{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
antiepileptics
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
داروهای ضد صرع
معنی antiepileptics, معنی شئفهثحهکثحفهرس, معنی antiepileptics, معنی اصطلاح antiepileptics, معادل antiepileptics, antiepileptics چی میشه؟, antiepileptics یعنی چی؟, antiepileptics synonym, antiepileptics definition,
معنی (se، ssab.lp) (ج.ش.) نوعی ماهی خارداردریایی (مو.) بم، کسی که صدای بم دارد
,
ترجمه (se، ssab.lp) (ج.ش.) نوعی ماهی خارداردریایی (مو.) بم، کسی که صدای بم دارد
به انگلیسی,
معنی تفاله کردن، فضولات، اشغال، ادم بیکاره سرباز زدن، رد کردن، نپذیرفتن، قبول نکردن، مضایقه ,
,
ترجمه تفاله کردن، فضولات، اشغال، ادم بیکاره سرباز زدن، رد کردن، نپذیرفتن، قبول نکردن، مضایقه ,
به انگلیسی,
معنی Soft consistency
,
ترجمه Soft consistency
به فارسی,
معنی vérité
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی